سیب و حوا
بعد... آرام سیب هایت را بردار! بوی بهشت را میگذارم در کوله ات و... چشم هایم را نظر میکنم می آویزم به سینه ات ...هنوز نرفته ای اما شعر هایم خوابیده اند فاضلاب ها را دیگر تعجب نکن از مریم قدیس بودنم! شنبه عطش میزنم روز اول کاری را فاضلاب های شب جمعه اسپرم های نیمه زنده یا زنده من مسیح در رحم دارم بی دست و پا با هزاران چشم! لبخند بر لب و.. یائسگی این ذهن ها که سقط جنین را گناه می نامند!!! برای کودکی در کنار خیابان که مرده زنده به گور شد!!! دخیل بسته ام به نور!!! معجزه ی گندم میخواهم کمی خط بزن از رویاهایام کابوس داس ها را مرد نمی آورد!! آن هم سوار بر اسب بدون سقف! دنیای عجیبیست اسب ها اتومات شده اند و... مردها بیرون نمی آیند بی چتر حتی.. با زن!!! که صاف میگذاری کنار احساس خط خطی ام! ومن... که به خواب میزنم چشم هایم را!! دوستت دارم روشن ،خاموش دوستم داری فقط،شبها با نور کمی که به تخت می افتد!! برای کسی که به اجبار تن میفروشد با عشق اما کسی عاشقانه اش را نمی خرد،برای تن فروشی عاشق!! این تنگ آبی باور کن دریا! fبرای ماهیی که به رود نه.. به گذشتن عادت دارد!!! نور میتابانی بر گیسوهایم من نان امروز را پخته ام کمی طعم فردا میدهد و...بوی خاطرات! حوایت آدم خوبی ست وقتی ساز دلش را کوک میکنی! <تو>را... عیدانه ام میشود<ما> in ur presence i can find my forbidden soul again همچون کولی ها پای می کوبی در قلبم من به سکوتت گوش میدهم دیوانه وار میرقصم افکارت را آرام تر ضرب بگیر نفس هایم را نمی شنوی؟ اما آغوشت را سفت چسبیده ام باور کن
| MiSs-A |